بسرعت میگدره امسال... همچون همه عمر... دارم نیمه ی لیوان سی سالگی رو پر میکنم و اینگونه خسته ام از توقعات و خیالات و آرزوهای دیگران که منم و خودم غرق در افکار و خستگی های روزمرگی و شکستن ها و ساختن ها و جریان پر تلاتم بودن... آیا یک زندگی دیکه به این جهان بدهکارم؟ دلنوشته های من آیا رنگ دنیا گرفته اند و آیا اصلا ... من به خود ستم روا میدارم و تو ... آه.. یا الرحمان... باز بگذارم انتهای کلامم را چون زندگیه در جریانم یا به خروجی ایی برسم پشت این افکار و
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی
به سرعت میگذره امسال. سال پر از شور و غم و ترس و امید و ... در خلا گیرم انگار وقتی مینگرم... هر چه دارم از دنیا برای توست و دادم همه را برای شادی خانواده شاید نباید روزی برسد و قبل از رسیدن نوشتن وصیتنامه به پایان کار ببرم... همیشه فقط تو ماندی و همه هیچ شدن و ناباقی و تو باز باقی چند صباحی دیگر 2023 میآد... یعنی یک سال دیگه پیرتر... یعنی یک سال دیگه گذشت... حقیقت تویی و من مسلمانم و باز بسوی تو میآیم...
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی
سخته از آرزوها دست برداشتن؟! اصلا چی میخوام. یا بهتره بگم چرا میخوام. چرا شاکر نباشم که همه چی بیش از آن که باید دارم. ببخشایم و کمکم کن... در این جهان که همگان سرگرم رویاهای خیالی و دوری اند مرا به حال خود وامگذار ... امروز میخوندم فقط میتونم یک سوم اموالم رو ارث بدم... جالبه.. مگه اول کار چی داشتم که بعدش بخوام داشته باشم... حقیقت زندگی همینه که فقط تو باقی هستی و به ارث می بری ... ما همه فانی...
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی
تضاد بین رویا و حقیقت رویا نبافم حقیقت آیا با سادگی درب میزند؟ چه میخواهد... به سکوت دعوت میکند و یا ... به حقیقت... حق چه واژه ی ساده و اما پر مفهومی چه گمشدنهای الکی دلخوشکنکانی در مورد مهاجرت ویدیو میبینم. و اینکه اینجا شاید با همه خوبی هایش و تعادلش مرا به بند کشیده آیا رهایی از بهشت جز جهنم است و چرا انشان سیب خورد و چرا نوحیان او را پیروی نکردن و لوجیک فرعون چه بود وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی
ترس این واژه ی غریب که مراذوغ میدهد به حرکت یا کور میکند چشم دل برای سکون. ترس... ترس تنها از توست که معنای زندگی هستی فرای درک جهان ورنه همه مرگ را در آغوش میگیریم چه به اختیار چه به اکراه... همچون خواندن زمین که بیا ... چه به اکراه چه به اختیار .. اختیار این واژه ی اغوا کننده که در این بازی چه مهره ایی بودن مهم نیست که بازی گردان تویی ... امید... خیال نیست امید آرزو نیست امید فرای آرزوی خواستن هاست امید فرای این همه همه هاست امید ...
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله الرب العالمین تمام وصیت مال؟ سال 402 خلاص؟ ترس از صدای آدمکا؟ نه ترس از توست که میدانم میدانی همه پنهانها ... یا ستار... تو را سپاس که تو میدانی و بس هم شوق دارم و هم ترس از تو میشکند با مرگ تمام این دنیای خیالی و رها به سوی تو .. خالص... و سپاس تو را... به وعده هایت امید...
برچسب:
نویسنده: کیانوش طباطبایی